X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ چت وان

وبلاگ چت وان

پنج‌شنبه 17 فروردین 1391 ساعت 21:39

شوخی با شعر

کبوتر با کبوتر باز با باز . . . . . گرفت مادر زنم ناگه مرا گاز


یکی از بزرگان اهل تمیز . . .... . . از ترس زنش رفت زیر میز



شنیدم از نیک مردی فقیر . . . . . که موشی پرید توی ظرف پنیر


ربنی آدم اعضای یکدیگرند . . . . . سرِ یک قران پول به هم می پرند

کبوتر با کبوتر باز با باز . . . . . گرفت مادر زنم ناگه مرا گاز



یکی از بزرگان اهل تمیز . . .... . . از ترس زنش رفت زیر میز



شنیدم از نیک مردی فقیر . . . . . که موشی پرید توی ظرف پنیر



ربنی آدم اعضای یکدیگرند . . . . . سرِ یک قران پول به هم می پرند



اگر داری تو عقل و دانش و هوش . . . . . برو دیپلم بگیر فالوده بفروش



تو کز محنت دیگران بی غمی . . . . . بخور جای من جان من شلغمی



تو نیکی می کن و در دجله انداز . . . . . خودم شیرجه میرم درش میارم



هرچه از دوست می رسد نیکوست . . . . . آب شلغم بهتر از آب کدوست



میازار موری که دانه کش است . . ..... . . که شلوار زیرش بدون کش است



سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز . . . . . مرده آنست که مشتش بزنی جم نخورد



میازار موری که دانه کش است . . . ... . که جدش در آمریکا هفت تیر کش است



یارب آن دلبر شیرین که سپردی به منش . . . . . از بس که ننر بود سپردم به ننش !



دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند . . . . . سر هفت مرد کچل را فر شش ماهه زدند